نوآوري مفهوم بي­نظير و گرانقدري است که با ابداع عملکردها و فرآيندهاي جديد و کارآمد، پايه­هاي موفقيت يک سازمان را تشکيل مي­دهد. امروزه اغلب سازمان‌های موفق و پیشرو با تکیه بر نوآوری است که می‌توانند حرفی برای گفتن داشته باشند، ذینفعان خود را راضی نگاه دارند و از رقیبان خود پیشی بگیرند. اما آیا تابه حال فکر کرده‌اید تخصص چه تاثیری بر نوآوری دارد؟

واقعيت تکان­دهنده آن است که تخصص یعنی مجموعه دانسته­هاي ما بويژه آن دسته از دانش­هاي مشترک و همگاني که اغلب ما در طول کار و تحصيل خود مي­آموزيم، مي­تواند تهديدي جدي براي نوآوري باشد و از بروز و ظهور آن جلوگيري کند

تخصص” امروز يک تناقض­نماست؛ مفهومي دوگانه با دو نقش مهم و متناقض. بدون داشتن تخصص کافي نوآوري امکان­پذير نيست، اما در اغلب موارد “تخصص” خود مانعي بزرگ بر سر راه نوآوري محسوب مي­شود.

به راستي چرا “دانش و تجربه” مي­تواند تهديدي بزرگ براي نوآوري باشد؟

دانش و تجربه” نوآوري را از ميان مي­برد؛ چرا که ما به محض متخصص شدن در يک حوزه، پر و بال گشودن­هاي خيالي خود را درباره آينده و “آنچه مي­تواند باشد” کنار مي­گذاريم و تنها به واقعيت­هاي موجود يعني “آنچه اکنون هست” اکتفا مي­کنيم. اين در حالي است که نوآوري و بينش وسيع نسبت به آينده بيش از هر چيز به يک ذهن باز و پذيرا نياز دارد؛ ذهني که انبوهي از دانسته­ ها، راه را بر درک و تخيل آن نبسته­اند.

برادران رايت را تصور کنيد که روياي هميشه بشر را براي پرواز در آسمان­ها جامه عمل پوشاندند. آنها که داراي تحصيلات متوسطه بودند و از طريق دوچرخه­سازي امرار معاش مي­کردند، دانش چنداني درباره پرواز نداشتند. به­راستي اگر آنها تحصيلات دانشگاهي بالاتري داشتند، آيا باز هم براي تحقق اين رويا چنين تلاشي مي­کردند؟ ارويل رايت با اشاره به اين موضوع مي­گويد:

“اگر ما هم واقعيت­ها را همانگونه که ديگران مي­ديدند، مي­ديديم و مي­پذيرفتيم، اميد چنداني به پيشرفت خود نداشتيم و شايد اصلاً هيچ پيشرفتي نمي­کرديم”.

پروفسور ويليام جي بايومل اقتصاددان بنام و استاد دانشگاه پرينستون در مقاله­اي با عنوان “نقش آموزش در نوآوري“، اثرات منفي آموزش­هاي رسمي را بر قابليت تفکر خلاق و نوآوري مطرح کرده است. به اعتقاد او در آموزش­هاي رسمي و تخصصي در هرحوزه­اي، مفاهيم به طور کامل و با همه جزئيات به افراد آموخته و در واقع به آنها القا مي­شود. وي يادآوري مي­کند که بسياري از ابداعات و اختراعات مهم و موفق دنيا ثمره کار و تلاش کساني است که از سطح آموزشي بالايی برخوردار نبوده­اند. بايومل در مقاله خود از مخترعان و نوآوراني همچون برادران رايت، بيل­گيتس، توماس اديسون و استيو جابز نام مي­برد که تحصيلات دانشگاهی بالايي نداشته­اند. او با ارائه فرضيه­اي در اين زمينه، آموزش را ابزاري براي کمک به يادگيري دانش­پژوهان مي­داند، ولي معتقد است که اين ابزار مي­تواند کاملاً با نوآوري مغايرت داشته باشد و مانع مهمي بر سر راه نوآوري باشد.

اين اعتقاد و در واقع هشدار بايومل نقطه مقابل ديدگاهي است که بر آموزش گسترده و بيش از حد تأکيد دارد و پيشرفت را بدون کسب سطح بالاي دانش، ميسر نمي­داند. پروفسور بنجامين جونز از دانشگاه نورث وسترن از جمله معروف نيوتن ياد مي­کند که:  “اگر دور دست­ها را ديده­ام به خاطر اين است که بر شانه­هاي غول ايستاده­ام”. جونز با تأکيد بر اين جمله خاطر نشان مي­کند: “اگر کسي بخواهد بر شانه­هاي غول بايستد، ابتدا بايد از پشت غول بالا برود”. به اعتقاد وي غول در اينجا اشاره به دانش است و مسلماً هر چه پيکره دانش بزرگتر باشد، بالا رفتن از آن دشوارتر مي­شود.

پروفسور جونز تأکيد مي­کند مادامي که مخترعان و مبتکران تلاش مي­کنند همه دانش به دست آمده در حوزه کاري خود را بياموزند و بعد از آن گامي به جلو بردارند، بار آموزشي روز به روز سنگين­تر خواهد شد و ابداعات و اختراعات با تأخير بيشتري همراه خواهد بود. وي با استناد به مدارک معتبر اشاره مي­کند، طي قرن گذشته ميانگين سني مخترعان بزرگ و برندگان جايزه نوبل در هنگام ارائه “نوآوري­ها و اختراعات برجسته” نسبت به گذشته، تا 6 سال افزايش يافته است.

به تناقض­نماي تخصص که در ابتداي بحث به آن اشاره کرديم، باز مي­گرديم. سنگيني آنچه مي­دانيم يا به بيان ساده­تر”دانش و تخصص” ما مي­تواند نوآوري را از ميان ببرد، و در عين حال از آن حمايت کند. در اين زمينه هم مثل اغلب موارد ديگر، قِلِق کار در حفظ تعادل و توازن است. به عنوان مثال برادران رايت به دنبال غلبه بر قانون گرانش بودند و در عين حال بر اهميت و ضرورت آن هم به خوبي واقف بودند و مي­دانستند همين نيروي گرانش است که سبب مي­شود حرکت هواپيما پس از بلند شدن از زمين قابل هدايت و کنترل باشد.

آنچه برادران رايت با آن سروکار داشتند، نيرويي ثابت و طبيعي بود، اما درباره سازمان­ها وضعيت متفاوت است. مديران سازمان­ها مي­توانند نيروي گرانش وارد بر سازمان را به گونه­اي تنظيم ­کنند که بيشترين بهره را براي آنها داشته باشد.

 

در بخش دوم این نوشتار راهکارهای گسترش نوآوری را در سازمان‌ها به بحث می‌گذاریم.

برگرفته از کتاب نوآوری سازمانی، نوشته سینتیا برتون

 

636384132906121912